ميرزا أحمد الآشتياني ( مترجم وشارح : محمدجواد رودگر )
58
رسالة الولاية ( سر سلوك ) ( فارسى )
گرفته و سپس با فرق نهادن بين ولايت و نبوت و رسالت و بيان اوصاف و سعه وجودى و قلمرو هركدام از آنها كه بسيار شيرين و دلنشين مطرح شده است به اقسام ولايت به عام و خاص و اخص و ولايت بشريّه را نيز به خاص و عام تقسيم و بحث نمودهاند . و « ملا محسن فيض كاشانى در كتاب عين اليقين براى نبوت و ولايت دو اعتبار قائل است يكى اعتبار مطلق و ديگرى اعتبار مقيّد يا عام و خاص . نبوت مطلقه نبوتى است كه در ازل به ظهور پيوسته و تا ابد استمرار دارد و صاحب اين نبوت از استعداد تمام موجودات برحسب ذوات و ماهيات آنها آگاه است كه بر اين مبنا حق هر صاحب حقّى بنابر شايستگى او و برحسب قابليت و استعدادش از طريق تعليم و حقيقت ازلى كه از آن به ربوبيت عظمى تعبير مىشود به وسيله او اعطاء مىگردد . صاحب اين نبوت خليفه الهى و قطب الأقطاب و انسان كبير و آدم حقيقى است كه از آن به قلم اعلى و عقل اول و روح اعظم تعبير مىشود باطن اين نبوت ولايت مطلقه است كه عبارت است از حصول تمام اين كمالات برحسب باطن در ازل و بقاء آن تا ابد و به فناء عبد در حق و بقاء او به واسطه او ارتباط پيدا مىكند سخن نبى اكرم صلّى اللّه عليه و آله كه مىفرمايد : « انا و على من نور واحد » اشاره به اين معنا دارد : نبوت مقيّده عبارت است از اخبار حقائق الهى يعنى معرفت ذات حق و اسماء و صفات و افعال و آثار آنها در صورتى كه با تبليغ احكام و تأديب به اخلاق و تعليم كتاب و اجراى سياست همراه باشد ، نبوت تشريعى نام دارد و مختص به رسالت است ، ولايت مقيده را مىتوان با اين نوع ولايت مقايسه كرد . هريك از نبوت و ولايت از اين جهت كه صفت الهى است مطلقه و از حيث اينكه به انبياء و اولياء مستند است مقيده مىباشد با اين توضيح كه مقيد به مطلق وابسته و مطلق در مقيد ظاهر است ، نبوت تمام انبياء اجزاء نوبت مطلقه و همينطور ولايت اولياء نيز از شئون